
پروندههای مرتبط با ارث برخلاف تصور عمومی، تنها به تقسیم ساده اموال محدود نمیشوند. در بسیاری از موارد، موضوعاتی مانند بدهیهای متوفی، وجود یا عدم وجود وصیتنامه، تعیین دقیق وراث قانونی و حتی اختلاف در ارزشگذاری اموال، روند رسیدگی را با چالشهای جدی مواجه میکند. همین پیچیدگیها باعث میشود افراد بدون آگاهی حقوقی، تصمیمهایی بگیرند که بعدها منجر به تضییع حقوق یا طولانی شدن روند دادرسی شود. در چنین شرایطی، بهرهگیری از راهنمایی یک وکیل متخصص در امور ارث، نقش تعیینکنندهای در مدیریت صحیح پرونده دارد.
بخش قابلتوجهی از اختلافات خانوادگی زمانی شکل میگیرد که یکی از وراث احساس کند سهم واقعی او نادیده گرفته شده است. این احساس معمولاً ناشی از ناآگاهی از قوانین ارث و برداشتهای نادرست از مقررات قانونی است. حضور یک وکیل آگاه در این حوزه، باعث میشود وضعیت حقوقی هر وارث بهصورت شفاف و مستند توضیح داده شود. این شفافیت، علاوه بر کاهش تنشهای خانوادگی، از ورود پرونده به مسیرهای فرسایشی و پرهزینه قضایی جلوگیری میکند.

یکی از نکات مهمی که بسیاری از وراث به آن توجهی ندارند، این است که ارث تنها شامل داراییهای متوفی نیست، بلکه بدهیها و تعهدات مالی او نیز بخشی از ترکه محسوب میشود. پیش از هرگونه تقسیم، باید وضعیت بدهیها، مهریه، دیون بانکی یا تعهدات مالی بررسی شود. عدم توجه به این موضوع میتواند باعث مسئولیت مالی ناخواسته برای وراث شود. در این مرحله، همراهی یک وکیل ارث باتجربه کمک میکند تا تصمیمگیریها بر اساس واقعیتهای قانونی انجام شود و ریسکهای آینده کاهش یابد.
همچنین بخوانید: مشاوره حقوقی خانواده
وجود وصیتنامه لزوماً به معنای پایان اختلافات نیست. بسیاری از وصیتنامهها یا بهدرستی تنظیم نشدهاند یا مفاد آنها با قوانین آمره ارث در تعارض است. در چنین شرایطی، بررسی اعتبار وصیتنامه و میزان قابلیت اجرای آن اهمیت ویژهای دارد. وکیل متخصص ارث با تسلط بر مقررات قانونی، مشخص میکند چه بخشهایی از وصیتنامه قابل اجراست و چه قسمتهایی نیاز به اصلاح یا ابطال دارد. این بررسی مانع از بروز دعاوی جدید و اختلافات پیچیدهتر میان وراث میشود.
وصیت نامه یک سند است که توسط متوفی تنظیم و امضا میگردد. وصیتنامه ازجمله مدارکی است که معمولاً بعد از مرگ در کانون توجه وراث قرار میگیرد که البته وسوسهبرانگیز بودن ارثومیراث یک نکته غیرقابلانکار است؛ اما لازم است هرکدام از ما پیش از مرگ درباره نگارش و قوانین مرتبط با وصیتنامه آگاهی کافی را به دست آوریم. در ادامه به جزئیات بیشتر در این زمینه و نکات قانونی آن خواهیم پرداخت.
قوانین ارث در نظام حقوقی ایران بر پایه اصول مشخصی تنظیم شدهاند که عدم آگاهی از آنها میتواند پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد. برخلاف تصور بسیاری از افراد، تقسیم ترکه صرفاً به توافق وراث محدود نمیشود و قانون، چارچوبهای الزامآوری را برای این موضوع تعیین کرده است. نادیده گرفتن این قواعد، حتی در صورت رضایت ظاهری طرفین، میتواند در آینده زمینهساز طرح دعوا و ابطال توافقات انجامشده شود. به همین دلیل، بررسی دقیق وضعیت حقوقی پرونده پیش از هر تصمیم، اهمیت بالایی دارد.

یکی از مباحث بنیادین در پروندههای ارث، شناسایی طبقات وراث است. قانون، وراث را در طبقات مختلف قرار داده و وجود هر طبقه، مانع از ارث بردن طبقه بعدی میشود. بسیاری از اختلافات زمانی شکل میگیرد که یکی از بستگان، بدون اطلاع از این موضوع، خود را ذیحق در ارث میداند. بررسی دقیق این مسئله، نیازمند تسلط کامل بر مقررات قانونی و رویههای قضایی است؛ چراکه کوچکترین اشتباه در تشخیص وراث، میتواند کل فرآیند تقسیم ترکه را با مشکل مواجه کند.
محاسبه سهم هر وارث، برخلاف ظاهر ساده آن، فرآیندی کاملاً حقوقی است. عواملی مانند نسبت خویشاوندی، جنسیت، وجود یا عدم وجود فرزند، همسر و حتی وضعیت والدین متوفی، همگی در تعیین سهمالارث تأثیرگذار هستند. در بسیاری از پروندهها، وراث بر اساس شنیدهها یا برداشتهای عرفی اقدام به تقسیم اموال میکنند؛ اقدامی که اغلب با واقعیت قانونی فاصله دارد. همین فاصله، در آینده به طرح دعوا و اعتراض منجر میشود و روند رسیدگی را طولانی و پرهزینه میکند.
هیچ اقدامی برای تقسیم رسمی ارث بدون دریافت گواهی انحصار وراثت امکانپذیر نیست. این گواهی، سندی است که وراث قانونی و میزان سهم آنها را مشخص میکند و مبنای تمامی اقدامات بعدی قرار میگیرد. بسیاری از افراد تصور میکنند این مرحله صرفاً یک تشریفات اداری ساده است، در حالی که هرگونه نقص یا اشتباه در این فرآیند میتواند باعث توقف پرونده یا حتی ابطال اقدامات بعدی شود. بررسی دقیق مدارک، اعلام صحیح مشخصات وراث و پیگیری اصولی این مرحله، نقش کلیدی در پیشبرد صحیح پرونده دارد.
هچنین بخوانید: وکیل ازدواج
بخش عمدهای از دعاوی ارث، مربوط به اموال غیرمنقول مانند ملک، زمین یا سرقفلی است. ارزش بالای این اموال و دشواری تقسیم آنها، اختلافات جدی میان وراث ایجاد میکند. در بسیاری از موارد، امکان تقسیم فیزیکی ملک وجود ندارد و موضوع فروش یا افراز مطرح میشود. تصمیمگیری نادرست در این مرحله، میتواند باعث تضییع حقوق یکی از وراث یا کاهش ارزش دارایی شود. بررسی راهکارهای قانونی و انتخاب مسیر درست، نیازمند تحلیل دقیق حقوقی و تجربه عملی در چنین پروندههایی است.
یکی از مشکلات رایج در پروندههای ارث، عدم همکاری یکی از وراث در فرآیند تقسیم ترکه است. این عدم همکاری ممکن است به دلایل مختلفی از جمله اختلاف شخصی، طمع مالی یا سوءبرداشت حقوقی ایجاد شود. در چنین شرایطی، ادامه مسیر بدون اقدام حقوقی اصولی، عملاً امکانپذیر نیست. قانون برای این وضعیت، راهکارهای مشخصی پیشبینی کرده که استفاده درست از آنها، مانع از طولانی شدن بیدلیل پرونده میشود.

بخش قابلتوجهی از پروندههای مرتبط با ارث، زمانی وارد مرحله دادرسی میشوند که اختلافات ابتدایی میان وراث بهدرستی مدیریت نشده است. بسیاری از این اختلافات ریشه در ناآگاهی از حقوق قانونی یا تصمیمهای عجولانه دارد. برای مثال، تصرف یکجانبه اموال توسط یکی از وراث، فروش بدون رضایت سایرین یا برداشت نادرست از مفاد وصیتنامه، از جمله دلایلی است که زمینه طرح دعوا را فراهم میکند. در چنین شرایطی، ورود پرونده به دادگاه نهتنها زمانبر است، بلکه روابط خانوادگی را نیز بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد.
یکی از اشتباهات رایج در پروندههای ارث، اقدام به فروش یا تقسیم اموال بدون جلب رضایت تمام وراث است. در نگاه اول ممکن است این اقدام راهحلی سریع به نظر برسد، اما از منظر حقوقی میتواند موجب بیاعتباری معامله و ایجاد مسئولیت قانونی شود. قانون، مالکیت مشاع وراث را به رسمیت میشناسد و هرگونه تصرف یا نقلوانتقال بدون رضایت دیگران، قابلیت اعتراض و پیگیری قضایی دارد. بسیاری از دعاوی پیچیده ارث دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود.
هرچند قانون مسیر مشخصی برای تقسیم ارث ترسیم کرده، اما توافق آگاهانه وراث میتواند بسیاری از مشکلات را کاهش دهد. این توافق زمانی مؤثر است که بر پایه شناخت صحیح از حقوق قانونی شکل گرفته باشد. توافقی که بدون آگاهی یا تحت فشار یکی از طرفین انجام شود، در آینده بهراحتی قابل ابطال است. به همین دلیل، تنظیم توافقنامههای مرتبط با ارث باید با دقت حقوقی بالا انجام شود تا از بروز اختلافات بعدی جلوگیری شود.
در بسیاری از پروندهها، اموال بهصورت مشاع میان وراث باقی میماند. تصور عمومی این است که افراز یا تقسیم فیزیکی ملک، سادهترین راهحل است، اما در عمل این گزینه همیشه امکانپذیر یا منطقی نیست. گاهی تقسیم ملک باعث کاهش شدید ارزش آن میشود یا از نظر فنی و قانونی امکانپذیر نیست. در چنین مواردی، انتخاب راهکار مناسب نیازمند بررسی دقیق شرایط ملک، تعداد وراث و ملاحظات قانونی است. تصمیم نادرست در این مرحله میتواند منجر به ضرر مالی جدی برای همه طرفها شود.
همچنین بخوانید: بهترین وکیل مواد مخدر در تهران
بسیاری از وراث به دلایل عاطفی یا خانوادگی، رسیدگی به موضوع ارث را به تعویق میاندازند. این تأخیر در ظاهر مشکلساز نیست، اما در عمل میتواند تبعات جدی داشته باشد. تغییر وضعیت اموال، افزایش بدهیها، فوت یکی از وراث یا حتی مفقود شدن اسناد، همگی از پیامدهای تعلل در پیگیری قانونی هستند. هرچه فاصله زمانی بیشتر شود، پیچیدگی پرونده نیز افزایش پیدا میکند و حلوفصل آن دشوارتر میشود.
اگر در جریان رسیدگی به ارث، یکی از وراث فوت کند، پرونده وارد مرحلهای پیچیدهتر میشود. در این حالت، وراث جدید جایگزین میشوند و محاسبات حقوقی باید مجدداً انجام گیرد. این موضوع میتواند روند پرونده را بهطور قابلتوجهی طولانیتر کند. عدم توجه به این مسئله در زمان مناسب، باعث سردرگمی و بروز اختلافات تازه میشود.
طولانی شدن پروندههای ارث معمولاً نتیجه مجموعهای از عوامل است؛ از اختلافات شخصی گرفته تا اشتباهات حقوقی در مراحل ابتدایی. نبود برنامه مشخص برای پیگیری پرونده، تصمیمگیریهای احساسی و عدم استفاده از راهکارهای قانونی مناسب، همگی در افزایش زمان رسیدگی نقش دارند. در حالی که با مدیریت صحیح و اقدام بهموقع، میتوان بخش زیادی از این مسیر را کوتاهتر و کمهزینهتر طی کرد.

وصیتنامه یک کاغذ نوشتهشده است که نیاز است تا هر فرد قبل از مرگ در وصیت نامه برای داراییهای خود تعیین تکلیف نماید. درنهایت بعد از فوت فرد مذکور رسیدگی به وصیتنامه بهصورت قانونی مورد رسیدگی قرار میگیرد. پس یکی از راههای انتقال اموال به وراث ارث یا وصیت است که فرد متوفی پیش از مرگ طی نوشتهای نسبت به چگونگی تقسیم آن میان وراث تصمیم میگیرد. در اینجا ذکر این نکته الزامی است که وصیت نامه تنها شامل تقسیم اموال برای وراث نبوده و وصیتکننده میتواند مطالبات و طلبهای خود را نیز در وصیت قید کند؛ زیرا مطالبات بهنوعی از حقوق بازماندگان خواهند بود. همچنین فرد میتواند در وصیتنامه خود وصایای اخلاقی آورده و نسبت به دیگر موضوعات ازجمله امور اجتماعی، خانوادگی، دینی و … خواستهها و مطالبات خود را ذکر کند.
در پروندههای ارث، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، مدیریت درست مسیر حقوقی از ابتداست. بسیاری از اختلافات زمانی شکل میگیرد که اقدامات اولیه بدون آگاهی حقوقی انجام میشود. بررسی وضعیت ترکه، تشخیص دقیق وراث، ارزیابی اموال و انتخاب مسیر قانونی مناسب، همگی نیازمند تصمیمگیری آگاهانه است. همراهی یک وکیل متخصص در امور ارث باعث میشود پرونده از همان ابتدا در مسیر صحیح قرار بگیرد و از اتلاف زمان و هزینه جلوگیری شود.
قانون ارث دارای جزئیات و ظرافتهایی است که نادیده گرفتن آنها میتواند منجر به تضییع حق شود. در بسیاری از موارد، یکی از وراث به دلیل ناآگاهی، اقدامی انجام میدهد که به ضرر خودش تمام میشود؛ برای مثال، امضای توافقنامهای که برخلاف منافع اوست یا صرفنظر کردن ناخواسته از بخشی از سهمالارث. این تصمیمها اغلب زمانی گرفته میشوند که فرد تصور میکند همه چیز روشن و ساده است، در حالی که واقعیت حقوقی پیچیدهتر از آن است.
اختلافات مربوط به ارث تنها پیامد مالی ندارند. طولانی شدن پرونده، رفتوآمدهای مکرر به مراجع قضایی و تنشهای خانوادگی، فشار روحی قابلتوجهی بر وراث وارد میکند. بسیاری از خانوادهها سالها درگیر پروندههایی میشوند که میتوانستند با مدیریت صحیح، در زمان کوتاهتری حلوفصل شوند. این فرسایش روانی، یکی از دلایلی است که رسیدگی اصولی و بهموقع به موضوع ارث را ضروری میکند.
پیش از هرگونه تقسیم ترکه، باید وضعیت بدهیها و تعهدات متوفی بهطور کامل مشخص شود. این بدهیها ممکن است شامل وامهای بانکی، مهریه، دیون مالیاتی یا تعهدات قراردادی باشد. تقسیم اموال بدون در نظر گرفتن این موارد، میتواند مسئولیت مالی ناخواستهای برای وراث ایجاد کند. بررسی دقیق این موضوع، یکی از حساسترین مراحل رسیدگی به ارث است که بیتوجهی به آن پیامدهای جدی به دنبال دارد.
همچنین بخوانید: وکیل اراضی
در برخی موارد، یکی از وراث پس از تقسیم ترکه متوجه میشود که حقوق او بهدرستی رعایت نشده است. قانون برای چنین شرایطی امکان اعتراض و پیگیری حقوقی را پیشبینی کرده، اما این اعتراض باید در چارچوب مشخص و با دلایل قانونی مطرح شود. تأخیر در اقدام یا طرح نادرست دعوا، میتواند شانس موفقیت را کاهش دهد. به همین دلیل، شناخت زمان و نحوه صحیح اعتراض، نقش مهمی در احقاق حق دارد.
پروندههای ارث بهدلیل پیوند عاطفی میان وراث، بیش از بسیاری از دعاوی دیگر تحت تأثیر احساسات قرار میگیرند. تصمیمگیریهای شتابزده، قهرهای خانوادگی یا اعتماد بیشازحد به وعدههای شفاهی، اغلب نتیجهای جز پیچیدهتر شدن پرونده ندارد. فاصله گرفتن از فضای احساسی و نگاه حقوقی به موضوع، یکی از مهمترین عوامل موفقیت در حلوفصل اختلافات ارثی است.
در برخی شرایط، تلاش برای توافق نتیجهای ندارد و تنها راه، مراجعه به مراجع قضایی است. زمانی که یکی از وراث از همکاری خودداری میکند یا اموال را بدون رضایت دیگران تصرف کرده است، پیگیری قانونی بهعنوان راهحل نهایی مطرح میشود. شناخت درست این نقطه و انتخاب زمان مناسب برای اقدام، میتواند از طولانی شدن بیدلیل پرونده جلوگیری کند.
هر وصیتنامه دارای سه رکن است که در ادامه سه رکن اساسی را بیان میکنیم آشنایی با ارکان وصیت امر مهمی است که برای آشنایی بیشتر از عمل وصیت لازم و ضروری است. به این منظور، در وصیت سه رکن داریم.
وصیتنامهها با توجه به محل تهیه و تنظیم و چندین مورد ریزودرشت دیگر به انواع مختلفی تقسیم میشود. در دادگاه به پروندههای مربوط به وصیتنامه بر طبق قانون امور حسبی که در دو بعد دنیوی و اخروی به مصالح عمومی ارتباط دارد رسیدگی میشود. وصیت نامهها دارای قالبهای متفاوتی هستند که هر قالب یک نوع را تشکیل میدهد. در ادامه انواع قالب را معرفی و بررسی مینماییم:
وصیتنامه رسمی به دلیل اینکه توسط مسئول دفتر اسناد رسمی تهیه و تنظیمشده است، بههیچعنوان قابلاعتراض نیست و درنتیجه وراث و بازماندهها حق کوچکترین اعتراض به وصیتنامه رسمی را ندارند.
این نوع وصیتنامه توسط خود شخص و با خط فرد وصیتکننده به تحریر درمیآید. در ای نوع وصیت نامه امضا و تاریخ نیز قابلمشاهده است. نکتهای که در خصوص این نوع وصیتنامه وجود دارد این است که وصیتنامه دستنویس قابلاعتراض است.
وصیتنامه سری همانگونه که از نام آن مشخص است بعد ثبت و تنظیم بهصورت امانت به دست اداره ثبتاسناد و یا دفترخانه رسمی به امانت گذاشته میشود. وصیتنامه سری توسط شخص دوم و یا خود فرد نوشته و تنظیم میگردد و درنهایت به امضای وصیتکننده میرسد.
وصیتنامه سری برخلاف دو وصیتنامه ذکرشده در بالا برای بعضی از افراد دارای محدودیت است که در ادامه دودسته افراد را موردبررسی قرار میدهیم.
لازم است بدانید که افراد بیسواد و یا اشخاصی که از سواد کمی برخوردار هستند، قادر به تهیه و تنظیم وصیتنامه سری نمیباشند. چراکه در وصیتنامه سری نیاز است تا وصیتکننده بهتمامی نوشتهها تسلط کافی داشته باشد.
افرادی باقدرت تکلم ضعیف نیز باید وصیتنامه را با دست خط خود نوشته و امضا کنند. درنهایت هنگام تحویل وصیتنامه به مسئول دفتر رسمی نیاز است تا وصیتکننده در حضور مسئول دفتر بر روی پاکت وصیتنامه متن: این برگ وصیتنامه به من تعلق دارد. را نوشته و امضا کند. برای تکمیل این فرایند مسئول دفتر بر روی پاکت یادداشت میکند که عبارت فوق در حضور خود او، بر روی پاکت نوشتهشده است.
در وصیتنامه سری نیز ورثه قادر به اعتراض میباشند و بعد از بازگشایی وصیتنامه سری، اعتراض وراث موردبررسی قرار میگیرد.
وصیتنامه تملیکی بهگونهای است که صاحبمال یا همان وصیتکننده، خود مال یا منافع مال را بهصورت صریح و واضح در وصیتنامه به شخص موردنظر واگذار، اهدا و یا بفروشد. درهرصورت هدف وصیتکننده دادن یک مال مشخص به یک شخص معین است.
در وصیتنامه عهدی، وصیتکننده شخص و یا اشخاصی را در وصیتنامه خود بعد از مرگ مسئول رسیدگی به یک امور مشخص میکند. وصیتنامه عهدی در اصطلاح حقوقی بهعنوان وصایت نیز شناخته میشود.
میزان تعیینشده در اموال قابل وصیت در وصیتنامه تااندازهای مهم است که در فقه و قانون تأکید زیادی به آن شده است. بر طبق فقه و قانون متوفی تنها تا یکسوم اموال خود را میتواند وصیت کند. درصورتیکه اموال وصیت شده بیش از یکسوم باشد، قانون هیچگونه مسئولیتی در قبال تقسیم و عدالت باقیمانده بر عهده ندارد. پس درصورتیکه میزان وصیت بیش آن شود، ورثه متوفی حق آن رادارند که مقدار مازاد بر یکسوم را پذیرفته و به آن عمل کنند و یا نپذیرند. بهعنوانمثال شخصی که نود میلیون دارایی دارد و به میزان چهل میلیون از آن را به دیگران وصیت کرده است تا میزان یکسوم آن یعنی سی میلیون تومان قابلاجرا و نافذ است؛ اما مقدار مازاد بر یکسوم یعنی ده میلیون تومان را تمامی ورثه متوفی باید قبول کنند تا به آن عمل شود یعنی اتفاقنظر بین ورثه برای میزان اضافه بر یکسوم، شرط تقسیم آن است.
در قدم اول نیاز است تا متوفی نسبت به عملی شدن موارد ذکرشده در وصیتنامه مطمئن گردد؛ یعنی وصیتکننده از عملی شدن وصیت خود توسط وراث مطمئن باشد. متوفی بعد از گذشت هر بازه زمانی بهتر است تا وصیتنامه خود را چک نماید و در صورت لزوم در بعضی از قسمتهای آن تجدیدنظر کند. لازم است بدانیم که امکان تغییر نوشتن وصیتنامه تا زمان فرارسیدن مرگ وجود دارد؛ بنابراین، میتوانیم تا آن لحظه وصیت خود را تغییر دهیم و به شکل دیگری آن را تنظیم کنیم.
وجود چند شاهد به هنگام تنظیم وصیتنامه الزامی است. پس چهبهتر که از چند شاهد در تنظیم وصیتنامه استفاده کنیم. امنترین نوع وصیتنامه، وصیتنامه ثبتشده در دفاتر اسناد رسمی است؛ که بهعنوان قابلاعتمادترین نوع وصیتنامه شناخته میشود. پس بهمنظور پیشگیری از بروز مشکلات احتمالی در آینده، نوشتن وصیتنامه خود را در دفاتر اسناد رسمی ثبت کنیم.ترجیحاً از وصیتنامه چند نسخه تهیه نمایید که در صورت مفقود شدن یکی از وصیتنامهها مورد زاپاس از وصیتنامه وجود داشته باشد.حتماً مرجع تقلید خود را در وصیت قید کنید؛ زیرا مراجع تقلید در برخی موارد، احکام متفاوتی دارند. قید شدن مرجع تقلید در کیفیت عمل به وصیت تأثیرگذار خواهد بود.
همچنین بخوانید: وکیل پایه یک دادگستری
وکیل وصیتنامه، چه در خصوص تنظیم وصیت و چه به هنگام اجرایی شدن وصیتنامه راهنما و راهگشای همه عزیزان خواهد بود. درنتیجه همانگونه که قبلتر درباره این موضوع بحث شده است، پیشنهاد میشود بهمنظور پیشگیری از مشکلات احتمالی در تنظیم وصیتنامه از دانش افراد آگاه در زمینههای مختلف حقوقی مانند وکلا استفاده شود؛ زیرا با اشراف کامل به قوانین میتوانند افراد را در پیشبرد بهتر اهداف خود، یاری کنند.
به شخصی که وصیت میکند موصی میگویند.
موصی نمیتواند یک یا چند نفر را به بهانه وصیت از ارث محروم کند؛ رجوع از وصیت و یا تغییر در وصیت از جانب موصی ممکن است. درنهایت اینکه اگر موصی چند وصیت داشته باشد، آخرین وصیت او مالک قرار میگیرد! _ بر طبق قانون، موصی باید اجازه تصرف در اموال خود را داشته باشد؛ همچنین اگر موصی، وصیتی کند و بعد خودکشی نماید، وصیت او اعتباری نخواهد داشت، اما اگر خودکشی منجر به مرگ نشود وصیت معتبر است.
به مالی که مورد وصیت قرار میگیرد موصیبه نامیده میشود.
طبیعتاً مالی که در وصیتنامه ذکر میشود و مورد وصیت قرار میگیرد دارای شرایطی است که در ادامه شرایطِ موصیبه را ذکر مینماییم:
وجود داشتن موصیبه ذکرشده در وصیتنامه
بر طبق ماده 842 قانون مدنی: نیاز نیست که موصیبه در لحظه نوشتن وصیت موجود باشد، بلکه میتوان مالی را که هنوز موجودیت پیدا نکرده است را نیز در وصیتنامه قید نمود؛ حتی اگر آن مال مشخص باشد یا سود و بهرهای داشته باشد. ولی درهرحال برای تحقق تملیک یا مالکیت، الزام است مال موضوع وصیت، در زمان انتقال موجود شود و وجود خارجی پیدا کند.
موصیبه ذکرشده در وصیتنامه باید با توجه به عرف منطقه موردنظر جزو مال و اموال محسوب شود و دارای منفعت عقلانی و مشروع باشد؛ یعنی چیزی باشد که قابل ارزشگذاری باشد و در نزد عرف نیز برای آن منفعتی متصور شده باشد. برای مثال: گنجشکی را که در هوا پرواز میکند نمیتوان به مالکیت دیگری درآورد!
موصیبه باید از مالک یا وصیتکننده بوده باشد و قابلانتقال به وارثان شرعی و قانونی وصیتکننده باشد. مال موقوفه به دلیل آنکه قابلانتقال نیست؛ بهعلاوه خدمات شخص بهطورکلی و دائمی نمیتواند در موضوع وصیت تملیکی قرار بگیرد. چراکه قابلیت مالکیت یا تملک را ندارد؛ اما اگر شخصی برای مدت معین ارث را به اجاره بدهد، مستأجر میتواند منافع مکان اجارهشده را برای پس از فوت در قالب وصیت به فرد دیگری واگذار کند!
موصی فقط میتواند مال خود را وصیت کند، نه مال متعلق به دیگران را؛ بااینوجود ممکن است وصیت بهصورت فضولی و نسبت به مال غیر، واقع گردد. بر طبق ماده ۸۴۱ قانون مدنی: موصیبه باید مالک موصی باشد و وصیت به مال دیگر، حتی با اجازه مالک باطل است؛ همچنین اگر ملک در رهن دیگری باشد وصیت نافذ است و با حق رهن کننده مخالفتی وجود ندارد. وصیت فضولی از سوی موصیله نیز متصور است، یعنی فردی غیر از موصیله وصیت را بهصورت فضولی قبول کند که در این حال وصیت غیر نافذ است و با تنفیذ موصیله نافذ میشود.
وصیت به نحو و شیوه تردید صحیح نیست و موصیبه باید معین باشد؛ پس اگر موصیبه دو یا چند مال بهصورت نامعین و نامشخص وصیت کند، وصیت باطل است!
وصی در لفظ:
به معنای کسی است که وصیتکننده او را مأمور اجرای وصیت خودکرده است. در اصطلاح فقه: به کسی میگویند که بنا بر وصیت کسی پس از مرگ، وی میتواند اموال او را تصرف کند.
درصورتیکه وصیتکننده افرادی را برای انجام یک عمل یا کار مشخص مأمور نماید؛ اگر وصی اولی که در وصیتنامه امر مذکور را عملی نماید دیگر نیازی به تکرار کار وصیت شده توسط وصی دو یا سوم و الیآخر نیست. حال اگر وصی دوم آن عمل را انجام دهد عمل وصی دوم باطل و عمل وصی اول صحیح خواهد بود. برای مثال: هرگاه وصی اول ملکی را که موصی ادارهاش را به او واگذار کرده است به مبلغی اجاره دهد؛ سپس وصی دوم ملک را به مبلغی دیگر اجاره دهد عمل وصی دوم باطل هست؛ زیرا وصی اول در حدود اختیاراتش عمل کرده است؛ اما اگر مشخص شود وصی اول مصلحت را رعایت نکرده است، چون شرایط را رعایت نکرده است، اجاره او از حدود اختیاراتش خارج بوده و باطل است.
فرض را بر این بگیریم که در وصیتنامه چند نفر وصی تعیینشده است که هرکدام بهصورت جداگانه به عمل درجشده در وصیتنامه عمل میکنند. شایانذکر است که امکان همکاری بین وصیها وجود دارد؛ زیرا نتیجهی آن این است که نهتنها عمل وصیت توسط هریک از وصیها انجامشده است، بلکه هریک از وصیها نیز آن را تأیید کرده است. بهعبارتیدیگر، اینکه وصی در وصیتنامه ذکر میکند هریک از وصیها بهتنهایی اختیار و استقلال انجام امور را دارد، در حقیقت نوعی اجازه و رخصت است و مانع این نیست که وصیها باهم امور را اداره کنند؛ اما بایستی همهی وصیها همنظر باشند در غیر این صورت عمل آنها برخلاف نظر موصی و باطل است.
گاهی وصیتکننده وصیت مینماید که هر وصی مأمور آنجا یک عمل جداگانه گردد. در این صورت با توجه به هدف وصیتکننده یعنی اگر هدف وصیتکننده سرعت بخشیدن یا سهولت کار باشد امکان همکاری وجود دارد البته بهشرط اینکه با تقسیم وظایف مانع دخالت دیگری در تصمیمگیریها نشوند. ولی درصورتیکه موصی استقلال در عمل را برای هریک از وصیها شرط کند، آنان نمیتوانند امور وصایت را، بین خود تقسیم کنند؛ یعنی نمیتوانند ادارهی امور بعضی را به یکی و بقیه را به دیگری واگذار کنند بهطوریکه هیچیک حق دخالت در تصمیمگیری در امور واگذارشده به دیگری را نداشته باشد؛ چراکه این امر بهطورکلی برخلاف نظر موصی خواهد بود.
گاه پیشآمده است که وصیتکننده دو یا چند نفر را برای انجام اموری مشخص مأمور کرده است که بهصورت مشترک امر مذکور را عملی نمایند، پس هیچکدام از آنها نمیتواند امری را بهتنهایی انجام دهند؛ زیرا هدف موصی این بوده است که همهی آنها امور را با مشورت و مذاکره انجام دهند. پس درصورتیکه هریک بهتنهایی عملی را انجام دهد، آن عمل صحیح نیست و تنها در صورتی صحیح میشود که سایرین آن را تأیید کند، همچنین در صورت بروز خسارت مسئول خسارات خواهد بود.
گاهی مواردی نظیر مرگ، بیماری و یا امور مختلف مانع عمل به وصیت میگردد؛ در اینجا است که قانون در صورت مرگ یکی از آنها و یا حذف ویژگی که وصی باید آن را برای عمل به وصیت میداشت، تصمیم به تعیین شخص یا اشخاص جایگزین میگیرد تا به همراه دیگران امور وصایت را انجام دهد و جایگزین فرد قبلی شود؛ و اما در حالتی که یک یا چند نفر از وصیها که باید باهم امور را انجام بدهند، به علت غیبت یا بیماری یا ضعف و ناتوانی بهطور موقت نتوانند امور مورد وصایت را انجام دهد، دادگاه یک نفر را تعیین خواهد کرد تا موقتاً به همراه سایرین امور موارد وصیت را انجام دهند و پسازاینکه بیماری یا ناتوانی یا علل دیگر که باعث شده بود، وصی نتواند امر مورد وصایت را انجام دهد برطرف گردد، دوباره او مشغول به انجام امور مورد وصایت میشود.
همچنین بخوانید: وکیل طلاق خانم
وصیتکننده قادر است تا در وصیتنامه خود نظم و ترتیب دقیق را برای ترتیب وصیها در نظر بگیرد. در ادامه دو نمونه را بیان مینماییم:
موصی قادر است تا در وصیتنامه خود ترتیب را مشخص نماید؛ یعنی برای عملی کردن وصیت خود اشخاص موردنظر را دستهبندی نمایند و مأموریت مذکور را با توجه به شرایط به ترتیب انتقال دهد. پس وصی میتواند چند نفر را به نحو ترتیب وصی معین کند مثال بگوید اول آقای الف وصی باشد. اگر الف فوت کرد یا به هر نحو قادر به انجام امور مورد وصایت نبود مثال بیمار شد یا خیانت در انجام وصایت کرد و از سمتش برکنار شد آقای ب وصی باشد و اگر هریک از این اتفاقات برای ب افتاد ج وصی باشد
موصی میتواند به کسی که بهعنوان وصی انتخاب میشود این اختیار را بدهد که برای پس از فوت خود وصی معین کند تا اموری مثل ادارهی اموال موصی که او وظیفهی اداره آنها را به عهده دارد را، وصی انتخابی انجام دهد.
متأسفانه و یا خوشبختانه قانونگذار نهتنها در هیچیک از امور مربوط به وصیتنامه اجازه دخالت قانون را صادر نکرده است بلکه هیچ ارگان و یا مرجعی وظیفه نظارت بر امور مربوط به وصی و یا وصیتنامه را ندارد؛ بنابراین وصی باید هر عملی را که موصیبه عهدهی او نهاده است بر طبق وصیتنامه عمل نماید.
همانگونه که پیشتر ذکر کردیم، این امکان برای وصی وجود دارد که امر محول شده در وصیتنامه را به شخص دیگری انتقال دهد. البته این امر نیز نیازمند حاکم بودن شرایط خاصی هست؛ یعنی زمانی وصی جدید اختیارات و حقوق و تکالیف وصی قبلی را خواهد داشت که وصی اول فوت کند یا به علتی نتواند امر مورد وصایت را انجام دهد، ولی وصی نمیتواند حقوق و تکالیف خود را در زمان حیاتش به دیگری واگذار کند و علت آن این است که هدف موصی از تعیین او برای امر وصایت نهتنها انجام امور بوده است بلکه ویژگیهای شخصیتی او را نیز مدنظر قراردادِ است. البته واگذاری حقوق و تکالیف امور وصایت به دیگری، درصورتیکه وصیتکننده بهروشنی چنین اجازهای را در وصیتنامه داده باشد اشکالی ندارد و صحیح خواهد بود؛ اما وصی میتواند شخصی را بهعنوان وکیل و نمایندهی خود انتخاب کند تا امور را انجام دهد؛ چراکه هر عملی را که شخص میتواند خودش انجام دهد تعیین وکیل در آن امر نیز امکانپذیر است. در این مورد نیز هرگاه موصی در وصیتنامه ذکر کرده باشد وصی حق تعیین وکیل برای خود ندارد، وصی نمیتواند برای خود وکیل تعیین کند چراکه موصی چنین حقی را از او گرفته است
جالب است بدانید که وصی قیدشده در وصیتنامه امانتدار اموال و اموری که به وی محول داشته است میگردد؛ یعنی اگر امانت مذکور دچار آسیب شود و یا بهطور کامل نابود گردد تا زمانی مقصر نخواهد بود که یا در جریان مذکور هیچ دخالتی نداشته باشد یعنی مرتکب تقصیر نشود و یا تمام تلاش خود را برای حفظ انجام داده باشد.
شخص یا اشخاصی که از وصیت نفع میبرند.
شرایط موصیله برای برخورداری از وصیت عبارت است از:
بر اساس ماده ۸۵۱ قانون مدنی وصیت برای جنین صحیح است ولیکن مالکیت او وابسته به این است که زنده متولد شود؛ به عبارتی، برای جنین یا نوزادی که در شکم مادر است و وجود خارجی دارد میتوان وصیت کرد اما در حالتی که زنده متولد شود.
این شرط تا حدودی تکمیلکننده شرط قبلی هست یعنی بر طبق ماده ۸۵۰ قانون مدنی، موصیله باید دارای موجودیت باشد یعنی بهعنوان یک احتمال آینده در نظر گرفته نشود تا امکان مالکیت بر مال وصیت شده را داشته باشد. یا به عبارتی وصیت برای کسی که در این دنیا وجود خارجی پیدا نکرده است صحیح نیست؛ مثال اگر فردی وصیت کند فلان باغ یا خانه به فرزندی که در آینده به دنیا میآید برسد، به دلیل اینکه این فرزند در حین وصیت کردن وجود خارجی نداشته نمیتوان برای او مالی وصیت کرد
اگر درنتیجه عمل سقطجنین که مطابق قانون جرم تلقی میشود، موصیله سقط شود؛ بر طبق ماده ۸۲۵ قانون مدنی مال وصیت شده به سایر ورثه میرسد.
بر طبق وصیتنامه درصورتیکه وصیتکننده به صلاح چند نفر از وراث خود وصیت کند و در خصوص تعیین دقیق میزان ارثبری صحبتی نکرده باشد؛ با توجه به گفتهی ماده ۸۵۳ قانون مدنی اموال یا مال موردبحث بهصورت مساوی تقسیم میگردد.
در ابتدا گفته شد وصیت به دو نوع تملیکی و عهدی تقسیم میشود؛ که وصایت همان وصیت عهدی بهحساب میآید. چراکه وصیت عهدی را ناظر به وصیتی میدانند که در آن، شخصی یک یا چند نفر را برای انجام امر یا اموری یا تصرفات دیگری مأمور میکند که این کار میتواند مراقبت از فرزندان موصی باشد. مطابق این نوع وصیت، شخصی که وصیت میکند را موصی میگویند و شخصی که متعهد به نگهداری از فرزند موصی است را وصی میگویند؛ بنابراین، تفاوت وصایت با وصیت این است که با تقسیم وصیت به عهدی و تملیکی، وصایت را میتوان بهنوعی یکی از اقسام وصیت یعنی همان وصیت عهدی دانست.
پروندههای مربوط به ارث، از آن دسته موضوعاتی هستند که ظاهر سادهای دارند اما در عمل، پیچیدگیهای حقوقی و اختلافات خانوادگی زیادی را به همراه میآورند. ناآگاهی از قوانین، تصمیمگیریهای احساسی و تأخیر در پیگیری قانونی، از مهمترین عواملی هستند که باعث طولانی شدن این پروندهها و تضییع حقوق وراث میشود. رسیدگی اصولی به موضوع ارث، نیازمند شناخت دقیق مقررات، بررسی کامل وضعیت اموال و تعهدات متوفی و انتخاب مسیر قانونی درست است.
در بسیاری از موارد، اختلافات ارثی نه به دلیل سوءنیت، بلکه به علت برداشتهای نادرست از قانون شکل میگیرد. شفافسازی حقوق هر یک از وراث، بررسی اعتبار وصیتنامه، مدیریت اموال مشاع و تصمیمگیری آگاهانه در زمان مناسب، میتواند از بروز دعاوی فرسایشی جلوگیری کند. تجربه نشان داده است که هرچه رسیدگی به ارث زودتر و با نگاه حقوقی انجام شود، احتمال بروز اختلاف و خسارتهای مالی و روحی بهمراتب کمتر خواهد بود.
از نظر قانونی، امکان تقسیم ارث بدون حضور وکیل وجود دارد، اما در عمل این کار ریسک بالایی دارد. کوچکترین اشتباه در تشخیص وراث، محاسبه سهمالارث یا تنظیم توافقنامه، میتواند باعث طرح دعوا و ابطال تصمیمها در آینده شود.
گواهی انحصار وراثت مبنای تمام اقدامات قانونی بعدی است. بدون این گواهی، امکان انتقال رسمی اموال، فروش ملک یا تقسیم قانونی ترکه وجود ندارد. هرگونه نقص در این مرحله میتواند کل فرآیند را متوقف کند.
در صورت عدم همکاری یکی از وراث، قانون راهکارهای مشخصی برای پیگیری حقوق سایرین پیشبینی کرده است. ادامه مسیر بدون اقدام قانونی معمولاً نتیجهای ندارد و باعث طولانی شدن پرونده میشود.
خیر. اعتبار وصیتنامه به رعایت شرایط قانونی بستگی دارد و حتی در صورت اعتبار، تنها در حدود مشخصی قابل اجراست. بررسی حقوقی وصیتنامه نقش مهمی در جلوگیری از اختلافات بعدی دارد.
پیش از تقسیم ارث، بدهیها و تعهدات مالی متوفی باید مشخص و تسویه شود. در غیر این صورت، وراث ممکن است ناخواسته با مسئولیتهای مالی مواجه شوند.
در صورتی که تقسیم ترکه برخلاف قانون یا بدون رعایت حقوق یکی از وراث انجام شده باشد، امکان اعتراض و پیگیری قانونی وجود دارد. البته این اعتراض باید در زمان مناسب و با دلایل حقوقی مطرح شود.
شماره وکیل پایه یک دادگستری تهران